خسرو شکیبایی
تاریخ تولد: 7 فروردین 1323
تاریخ فوت: 28 تیر 1387
شهر: تهران

خسرو شکیبایی

خسرو شکیبایی در ۷ فروردین ماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. وی فارغ‌التحصیل بازیگری دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به صورت کاملاً حرفه‌ای بازیگر تئاتر شد. ۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفۀ دوبلوری شد. او علاوه بر هنرنمایی در نقش آفرینی سینما و تئاتر و تلویزیون، برخی از سروده‌های فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، سید علی صالحی و محمدرضا عبدالملکیان را به صورت دکلمه اجرا کرده بود.

ردیف عنوان ترانه متن آلبومآیکون مرتب سازی هنرمند طول قطعه اشتراک
1
دو بازرگان خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 04:09
2
ده آدمی بر سفره‌ای بخورند و دو سگ بر مرداری باهم به‌سر نبرند...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:01
3
سالی از بلخ بامیان‌ام سفر بود و راه از حرامیان پرخطر بود...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 02:52
4
عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 00:38
5
اعرابی را دیدم در حلقۀ گوهریان بصره که حکایت همی‌کرد...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:48
6
آورده‌اند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:21
7
با طایفۀ بزرگان به کشتی درنشسته بودم...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:47
8
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:00
9
دست‌وپا‌بُریده‌ای را دیدم که هزارپایی بکشت...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:08
10
فقیری را شنیدم که در آتش فاقه می‌سوخت...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:23
11
گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی‌گفتند...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:35
12
حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر، هنر آموزید...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:09
13
حاتم طایی را گفتند: «از خود بزرگ‌همت‌تر در جهان دیده‌ای...»
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:14
14
جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:55
15
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گردکردن مال...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:11
16
مالداری را شنیدم که به بخل چنان معروف بود که حاتم طایی در کَرَم...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 02:49
17
مردکی را چشم‌دردی گرفت. طبیب خواست...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:27
18
مردی را حکایت کنند که شبی ده‌من طعام بخوردی...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 00:53
19
مهمان پیری شدم در دیاری بکر که مال فراوان داشت...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:52
20
نوجوانی را دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:48
21
هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان دَرهم نکشیده...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:09
22
پادشاهی به کشتن اسیری اشارت کرد...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 02:27
23
پادشاهی را مهمی پیش‌ آمد. گفت...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:43
24
پارسایی بر یکی از سلاطین نعمت گذر کرد که...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 01:52
25
پارسازاده‌ای را نعمت بی‌کران از ترکۀ عمان به‌دست افتاد...
چهل حکایت از گلستان سعدی خسرو شکیبایی 02:57