ترانه‌سرا: بیژن ترقی

ز کوی بلاکشان (05:50)

تعداد آرا: 20

اشک من هویدا شد

همایون خرم

متن ترانه

ز کوی بلاکشان آمدم، بگو رفته‌ای کجا ساقی
در میخانه چرا بسته‌ای که غم می‌کشد مرا ساقی
برفتم که تا به جانان رسم، رسیدم به جان ز تنهایی
کنون در پناه تو آمدم، کجا رفته‌ای بیا ساقی
رسیدم به جایی که بسته ره گریزم
به دست تو خواهم که خون سبو بریزم
مکن با حبیبان تو بیگانگی
ز شوق می و ذوق دیوانگی
چنان از دل آید خروشم
که آید صدایش به گوشم
رسیدم به جایی که بسته ره گریزم
به دست تو خواهم که خون سبو بریزم
خدا را مهی یار سنگین‌دلی
ز خود غافل و از خدا غافلی
به این روزگارم نشانده، به راه فنایم کشانده
بسوزان وجودم که دیگر مرا آرزویی نمانده
نیاید ز جانم نوایی
کجای، کجایی، کجایی