ترانه‌سرا: رضا جنتی عطایی

جوانی (06:48)

تعداد آرا: 19

اشک من هویدا شد

همایون خرم

متن ترانه

ای غم بگو با جوانی‌ام چه کردی؟
دارم به دل صد آرزو، با جوانی‌ام چه کردی؟
این‌چنین مرا رها، در میان صد بلا
تو کردی ای ندیم شب‌ها
بال من چو خسته شد، چون دلم شکسته شد
نشسته‌ام جدا ز دنیا
کنون که من در آتشم، بیا ببین چه می‌کشم
ببین که غم چه کرده با من
در دام هجرانم نهادی و گرفتی جوانی‌ام را
سردرگریبانم روز و شب که آخر فتادم از پا
به کجا بروم که ز روی دلم خجلم، خجلم
جوانی‌ام، جوانی‌ام، بهار زندگانی‌ام
امید جاودانی‌ام، رفتی به کجا؟
بلای آسمانی‌ام، سزای مهربانی‌ام
ببین که شد جوانی‌ام آخر به کجا؟
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکرخوابی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون خزانی را